یک روز صبح مادری برای بیدار کردن پسرش رفت...
مادر : پسرم بلند شو ، وقت رفتن به مدرسه است !
پسر : اما چرا مامان ؟ من نمی خوام برم مدرسه!
مادر : دو دلیل به من بگو که نمی خوای بری مدرسه !
پسر : یک که همه بچه ها از من بدشون می یاد ! دوما همه معلم ها از من بدشون می یاد !
مادر : اُه خدای من ! این که دلیل نمی شه ! زود باش تو باید بری به مدرسه !
پسر : مامان دو دلیل برام بیار که من باید برم مدرسه ؟
مادر : یک تو الآن پنجاه و دو سالته ! دوما اینکه تو مدیر مدرسه هستی !!!
سلام سلام یه سلام مخصوص به دانش آموزان عزیزی که چند روز دیگه..
بی خیال..این هم یک داستان طنز تقدیم به شما!
برچسب:
نویسنده: mehrdad
برچسب:
نویسنده: mehrdad

امروز دوستان خوبم یه سایت در زمینه تی شرت محرم دیدم خوشم اومد عکس های تی شرت محرم را از این سایت گذاشتم

تی شرت ماه محرم

خرید آنلاین تی شرت محرم

تی شرت های محرم
برچسب:
نویسنده: mehrdad
این پست یک دعوتنامه است. دعوتنامه ای برای همه هر کس که به این کلبه ی مخروبه سر میزنه.
من ازتون دعوت میکنم که اگر پستی یا مطلبی یا دلونشته ای دارین و یا هرچیزه دیگه ای که به نظرتون جالب میاد برای من بفرستید تا من بذارمش تو وبم.
میدونم اکثر کسایی که به این وبلاگ سر میزنن خودشون وبلاگ نویس اند ولی خب یک سری مطالبی هست که فکر میکنیم ارزش نوشتن دارن ولی به دلیل خود سانسوری نمیذارمیشون تو وبمون من میتونم اون سری از مطالب رو توی وبم بذارم ( حالا اگر خواستید با اسمتون منتشر میکنم یا اگر نخواستید بدون اسمتون منتشر میکنم )
دوستانی که وبلاگ ندارند که قضیه شون جداست و در واقع هر مطلب خوبی که برای من ارسال بشه من اون رو به عنوان یک پست از طرف مخاطبین منتشر میکنم.
خوب باشید.
دیالوگ :
دیگه راجع به مادر من حرف نزن
سعادت کو؟
تنها دیالوگ های شهاب حسینی ( آفریقا )
- دوسش داشتی باهاش ازدواج کردی؟
- من قبل از ازدواج اصلا نمیشناختمش.
- هه!!! البته فرقیم نداره من عاشق هاروی بودم
سینا میلر و گلشیفته فرهانی ( درست مثل یکی زن )
پ.ن 1 : دوستان اشتباه نکنید من خودم و وبلاگم رو خیلی دست بالا نمیگرم فقط دلم میخواد وبلاگم غنی تر از این چیزی باشه که هست.
خزعبل نوشت : این یارو هست تو جومونگ اسمش هست « نارو » احتمالا اسم باباش حیله گر بوده آخه نارو زده.
برچسب:
نویسنده: mehrdad